الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
97
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و بعضى گفتهاند : در كبد يعنى ايستاده بر دو پايش بطور مستقيم و راست و هر چيزى كه خلق شده است برو و سرافكنده راه ميرود مگر انسان كه راست و منتصب خلق شده است ، پس كبد به معناى استواء و استقامه است و آن روايت مقسم بن عبّاس و قول مجاهد و ابى صالح و عكرمه است . و بعضى گفتهاند : مقصودش شدت امر و نهى است يعنى آن را خلق كرديم تا اينكه ما را عبادت كند بعبادتهاى دشوار مانند غسل جنابت در سرما و برخاستن از خواب لذيذ براى نماز پس شايسته است براى او كه بداند كه دنيا منزل سختى و رنج و تعب و بهشت خانه راحت و نعمت است . ( أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ ) يعنى آيا اين انسان گمان مىكند كه هر گاه گناه خداى تعالى را نمود و مرتكب كارهاى زشت شد كسى بر عقاب و عذاب او قدرت ندارد ، و اين بدگمانى است ، و اين استفهام انكاريست يعنى نبايد البته چنين گمانى برد . حسن گويد : يعنى آيا پندارد اين مغرور بمالش كه احدى قدرت ندارد كه مالش را از او بستاند ؟ قتاده گويد : آيا گمان مىكند كه از مالش سؤال نميشود كه از كجا تحصيل كرده و در كجا صرف كرده است . كلبى گويد : آن انسان ابو الاشدّين مردى از حج بود كه بسيار نيرومند و هيكلدار بود بطورى كه در بازار عكاظ بر روى پوستى مىنشست و ده نفر آن را ميكشيدند از زير او پس آن پوست قطعه قطعه ميشد و او از جاى خود بلند نميشد ، سپس خداوند سبحان از گفته اين انسان خبر داد و فرمود :